دختر آتش

راز دل
















امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود. پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 14:5 توسط مهسا |



با آنکه امید همه هستی تو علی(ع) بر عرش خدا قائمه هستی تو علی(ع) آنقدر غریبی که خدا می داند مظلوم تر از فاطمه(س) هستی تو علی(‍

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 14:0 توسط مهسا |



زیادے" دوستـــت داشتم!!!!

میدانـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟

از تو نیــست!!!!

اشتباه از "مــن" است...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردے درد ندارد

 "محکــــم تر" زدے..



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 23:52 توسط مهسا |



گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشی

اما تو باید خانه ی ما را بلد باشی

یک روز شاید در تب توفان بپیچندت

آن روز باید ! راه صحرا را بلد باشی

بندر همیشه لهجه اش گرم و صمیمی نیست

باید سکوت سرد سرما را بلد باشی

یعنی که بعد از آنهمه دلدادگی باید

نامهربانی های دنیا را بلد باشی

شاید خودت را خواستی یک روز برگردی

باید مسیر کودکی ها را بلد باشی

یعنی بدانی " مرد در باران... " کجا می رفت

یا لااقل تا " آب - بابا " را بلد باشی

حتی اگر آیینه باشی، پیش آدم ها

باید زبان تند حاشا را بلد باشی

وقتی که حتی از دل و جان دوستش داری

باید هزار آیا و اما را بلد باشی

من ساده ام نه؟ ساده یعنی چه؟... نمی دانم

اما تو باید سادگی ها را بلد باشی

یعنی ببینی و نبینی!...بشنوی اما...

یعنی... زبان اهل دنیا را بلد باشی

چشمان تو جایی است بین خواب و بیداری

باید تو مرز خواب و رویا را بلد باشی

دیروز- یادت هست- از امروز می گفتم

امروز می گویم که فردا را بلد باشی

گفتی :" وجود ما معمایی است...." می دانم

اما تو باید این معما را بلد باشی



+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 20:5 توسط مهسا |



کی فکرشو میکرد اینجوری تموم شه ...همه ی ارزو هام انقد ساده روم

شه ...کی فکرشو میکرد یکی از ما اخرش تنها بمونه ......از دست دادیم

همدیگرو دنیا تنهامون گذاشت عشق بین منوتو پایان خوبی نداشت تنهای

تنها شدیم چشمامون بارونیه قلبک اینجا بعد تو ،تو خلوت زندونیه واسه

جبران گذشته پلی پشت سرمون نیس... میسوزیم انگار هیشکی نگران

نیست ما به هم قول داده بودیم که تا اخرش کنار هم میمونیم از دست

دادیم همدیگرو دنیا تنهامون گذاشت عشق بین منوتو پایان خوبی نداشت

تنهای تنها شدیم چشمامون بارونیه قلبک اینجا بعد تو ،تو خلوت زندونیه...



+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 20:59 توسط مهسا |



دردناکیش اینجاست که تا ادما دوروبرتن نمی فهمی چی شده اما وقتی یواش یواش میرن میفهمی که تنهاشدی..........................دلم براشون خیلی تنگ شده هنوز هیچی نشده نبودشونو احساس میکنم............‍

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 0:36 توسط مهسا |



چقد سخته تو این دنیای نامرد که ادماش به هرطریقی دلتو میشکنن زندگی کنی،دنیایی که ادماش میان،میمونن،عادت میدن ولی یه دفعه میرن و تنهات میذارن.تنهات میذارن با یه دنیا غم و غصه،با یه دنیا درد و با یه دنیا تنهایی...دلم گرفته ازاین دنیا که توش هیچکسو نداری،تنهایی.تنهایی چون تنهات گذاشتن و تنها موندی و هیچکس نیست که به دردای دلت گوش بده،هیچکسو نداری که سرتو بذاری رو شونه هاشو زار زار گریه کنی وتموم غماتو بهش بگی ،بهش بگی که چقد تنهایی،که چقد خسته شدی از این دنیا،از همه چی و حداقل اونم با گوش دادن به حرفات و با پاک کردن اشکات از رو گونه هات آرومت کنه....! خیلی سخته که کسیو نداشته باشید...! قدر اون ادمای بامرامی که دوستون دارن رو بدونید که تنهایی خیلی سخته...خیلی...!

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت 22:52 توسط مهسا |



پیری میگفت اگه میخوای جوان بمونی درد دلتو به کسی بگو که دوستش داری و دوستت داره.

گفتم پس چرا تو پیر شدی؟؟؟ خندید و گفت ** دوستش داشتم دوستم نداشت**



+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت 22:49 توسط مهسا |



مترسک بودن یعنی دیدن و شنیدن و خاموش ماندن

یعنی چوب ماندن

پای در بند

یعنی تنها…

بدون دیروز بی فردا

بودن و هیچ ماندن

امان بر آن مترسک که دل دارد

می بیند و قدرت فریاد ندارد

امان بر آن مترسک که آرزوی راه رفتن و خواب پرواز دارد

امان بر آن مترسک که دوستی را دوست دارد

امان بر آن مترسک که گاه گاهی آواز پرنده ها را می خواهد



+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 22:21 توسط مهسا |


+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 22:27 توسط مهسا |


















About Weblog


سلام.من مهسا هستم.21ساله از ایران.خیلی خوشحالم که بهم سر زدید.

تو کجایی سهراب؟

اب را گل کردند...چشمها را بستند

و چه با دل کردند...

وای سهراب کجایی اخر؟

زخم ها بر دل عاشق کردند

خون به چشمان شقایق کردند...

تو سهراب کجایی؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند...

همه جا سایه دیوار زدند...

وای سهراب دلم...

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

بـــار الها

تـــو نادیده می ‌گیری

مــــن هم نادیده می گیرم

تـــو خطاهایـم را



... مـــن عطاهایـت را
هر کـی اومد تـو زندگیم می بردمش تا آسمون

امروز میشد رفیق راه فرادا واسم بلای جون

نمیشه قلب عاشقو به دست هر کسی سپرد

نمیدونم بد می آورد یا چوب سادگیشو خورد

هر چی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود

هر چی که بود پای خودم تو قصه هام کسی نبود

هیچ کسی عاشقم نشد ، هیشکی سراغم نیومد

جواب کار خودمه هر چی بلا سرم اومد

تقصیر هیچ کسی نبود هر چی که بود به پای من

فقط تو بعد از این نیا میون لحظه های من

رفاقتت مال خودت منت نزار رو سر من

این قصه ها تموم شده دیگه نیا دور و برم
شمارش نفس هایم را به تیک تاک ساعتها سپرده ام
به لبخند شماته ها و این ارتفاع دوست داشتنی
به طعنه ی پنجره ی بی حفاظ اتاق
و تمام ستاره های خاموش آسمان
ببین که باز تنها ستاره ی خاکی منم که به چشمان ماه
سکوت قلاب می کنم
به بغض ابر خیره می مانم و تنها من
به این پرواز معکوس لبخند میزنم...

سلام..وبم خیلی ابتداییه..خیلی کمه ولی خب درست کردیم دیگه..
اینجا هر چی که میزارم..شعر..غزل..دیکلمه شاید یه موقع دلنوشته خودم هیچ کدوم الکی نیس..همشون یه نقطه مشترک دارن که گذاشته میشه..هر چی گذاشته میشه شاید یه جاهاییش حرف دله منه..که البته اون کدوم قسمت از مطلبه دیگه من میدونم!!
پس لطفا وقتی میخونین از ته دل بخونین..نه میگم عاشقم نه میگم دل باختم..شایداینطوره..شایدم نیس..
زندگیرو سخت میگیرم..خیلی سخت..باره غمه زندگیرو تحمل کردن بعضی وقتها خارج از توان میشه..بدم میاد از کم اوردن ولی بعضی وقتها میشه که همه ادما کم میاره!
اون وقته که دیگه برام قدرت تحملی نمیمونه!..قدرت دوباره برخواستن..شروع دوباره..قدرت از سر گرفتن زندگی..ولی همون موقع کسی میاد دستمو میگیره و قدرتو بهم برمیگردونه..ممنونتم..
خدا از این که بعضی افرادو سر راهم گذاشتی ممنونتم..

خدا!! برام واژه ای خواستنی..ستودنی..پرستیدنیه!..ولی قدرشو نمیدونستم..
ممنونتم ... که منو با خدام دوباره اشنا کردی..


Menu

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

Recent Posts











برای تو.............

Archive


هفته اوّل مرداد 1392
هفته چهارم تیر 1392
هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته دوم فروردین 1392
هفته اوّل فروردین 1392
هفته سوم اسفند 1391
هفته دوم اسفند 1391
هفته اوّل اسفند 1391
هفته سوم بهمن 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته اوّل بهمن 1391
هفته چهارم دی 1391
هفته سوم دی 1391
هفته دوم دی 1391
هفته اوّل دی 1391
هفته چهارم آذر 1391
هفته دوم آبان 1391
هفته چهارم مهر 1391
هفته چهارم شهریور 1391
هفته دوم شهریور 1391
هفته اوّل شهریور 1391
هفته چهارم مرداد 1391
هفته سوم مرداد 1391
هفته دوم مرداد 1391
هفته اوّل مرداد 1391
هفته چهارم تیر 1391
هفته سوم تیر 1391
هفته دوم تیر 1391
هفته اوّل تیر 1391
هفته چهارم خرداد 1391
هفته سوم خرداد 1391
هفته دوم خرداد 1391
هفته اوّل خرداد 1391
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته دوم اردیبهشت 1391
آرشيو

Author

مهسا
دختر آتش

Links

همه چیز از همه جا
مستطیل
بی بهونه
عشق
محمد
فیش ماش
@@
reza
hasamm
تب سرد
ta khoda
sarnevesht
shaghayegh
avalin eshgh
ساحل
عشقم
شب گرد تنها
حباب دل
تنهاترین تنها
narges
دنیای کوچک من
غزال
اسماعیل
امیر
طعم تلخ جدایی
هواداران یوونتوس
شب های بی ستاره
گالري عکس
قالب وبلاگ


Begin 20Tools.com Love Message -->
gin 20Tools.com Love Message -->
src="http://www.20tools.com/java/shear/01.js">href="http://night-skin.com/">امارگیر حرفه ای سایت

<

<

چت روم

دريافت كد موسيقي

<

چت روم

دريافت كد موسيقي

قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
گالري عکس